کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

بسم الله مجریها و مرسیها
یا بنی! ارکب معنا...

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

صدایی می آید

آسمان به لرزه در آمده (تکاد السموات یتفطرن...)

کوه طور است؟ رقی منشور می شود؟

کتابی مسطور می شود؟

نه! مادرِ طور است

غار حراست

نوری نمایان می شود

غیبی مسطور می شود.

بیتی معمور می شود.

صدایی می آید:

بخوان! بخوان تا پرده غیب برون افتد

بخوان! بخوان تا خدا با جهانیان سخن گوید

بخوان! بخوان تا همه کلیم الله شوند

بخوان! بخوان تا دم مسیحایی ات زنده کند بشریت را

بخوان! بخوان تا دم مسیحایی ات بینا کند نابینا را

بخوان! بخوان تا دم مسیحایی ات شنوا کند ناشنوا را

بخوان! بخوان تا ترنم صدایت تا ابدیت ماندگار شود (و رفعنا لک ذکرک)

بخوان! بخوان ای نور دیده بخوان

بخوان! بخوان تشنگان عالم منتظرند

بخوان! بخوان دیدگان، دیگر تاب انتظار ندارند

بخوان! بخوان قلوب بندگانم دیگر تاب ندارد

بخوان! بخوان تا همگان به خضوع در آیند (ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیه فظلت اعناقهم لها خاضعین)

بخوان! بخوان که با خواندنت عالم را پر ز نور کنم

بخوان! که با خواندنت تو را ز غیب برون کنم

بخوان! که با خواندنت شرک را سرنگون کنم

بخوان! که با خواندنت کوثری برون کنم

بخوان! بخوان که با خواندنت نور را نور کنم

بخوان! بخوان که با خواندنت توحید را برون کنم

بخوان محبوب من بخوان!

بخوان حبیب من بخوان!

دیدگانش به آسمان خیره شد (الم نجعل له عینین)

لبانش به حرکت افتاد (و لسانا و شفتین)

خواندن شروع شد (و هدیناه نجدین)

آسمان به لرزه افتاد

ملائک را بر زمین کشاند

تا بگویند خلقت دیگر در کبد نیست (خلقنا الانسان فی کبد)

تا بگویند با خواندن محمد دیگر شبی سر مد نیست (آیه 71 قصص)

تا بگویند بیایید دنیا بهتر از عقبی نیست (سوره ضحی)

تا بگویند بیایید بیایید خیرتان را به صد خریداریم (سوره انعام)

تا بگویند بیایید بیایید فقط تمنای مودت قربی داریم (شوری آیه 23)

خواند! با خواندنش ملائک تسبیح گو شدند

با خواندنش.........



برگرفته از سوره ­های یس، ضحی، انشراح، شعرا، قصص، طور، انعام، شوری، بلد، غافر، طه، کوثر، علق و ....
رضاوند
۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام بر تو ای وجه رب اعلی

آن هنگام که غایبی از نظر (واللیل اذا یغشها)

و آن هنگام که حجاب دیدگانم میروند و عیان می­شوی برایم (و النهار اذا تجلی)

 

شب و روز می­آیند و می­روند

و من با سعی­هایی پراکنده تو را جستجو می­کنم،

ای واحد کننده همّ و سعی من در روزهای متفرق.

 

تصدیق تو، تصدیق همه خوبی هاست.

تصدیق تو یکپارچه شدن همّ من در بذل مال و جان است برای تو،

تصدیق تو، تیسیر کننده ورود به حیاتی است وصف­ناشدنی.

تصدیق تو، همان ابتغای وجه رب اعلی است.

و ابتغای وجه رب اعلی، همان ابتغای توست در سعی­هایم.

 

تمام ارکان وجودم به صف شد، در ابتغای تو،

آن هنگام که وجودم بذل شد برای تو،

آن هنگام که چشمانم همّ واحد یافت برای دیدن تو،

ای غایبِ همیشه حاضر در منظر چشمانم در شب و روزهای متفرق،

ای وعده حسنای خدا... ای وجه رب اعلی.

رضاوند
۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

پارسال صبح تاسوعا خواب دیدم در تاریکی شب روی پشت بامی هستم، بهم گفتند بپر تا به حرم برسی... گفتم اگر بپرم، می افتم و می میرم... گفتند بپر... رفتم بالای لبه پشت بام و پریدم، روز شد و حرم و...

معنای تمثیلی خواب برایم واضح بود.

همین سفر هفته پیش مشهد، رستوران طبقه آخر بود، بعد ناهار رفتیم توی بالکن، نگو پشت بام است با آسمان ابریِ زیبایش... از آنجا، شمس الشموس علیه السلام در چشممان می‌تابید... رفتم بالای سکوی کناره پشت بام بهتر ببینم، همه چیز یادم آمد... چقدر شبیه بود...

 


شریعتمداری
۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام به او که با قد قامتش، عالم قیام کرد و با سلامش، هستی به او سلام داد.

همان که قد قامتش، اول معراج بندگی بود و تشهدش، امضای معنای تام بندگی.

تکبیر تو، پشت پا بر غیر خدا بود و آغاز عروجت تا قاب قوسین أو أدنی.

ای روح نماز و نماز، روشنای چشم تو

ای اولین مذکور و نماز، اول صلای تو

ای وجود ذکر و ذکر، ظهور وجود تو

ای اولین صادر و نماز، اول صدور تو

ای حقیقت نماز و ارکانش، اجزای وجود تو

قنوتت، قنوت عشق بود و سجودت، سجود قرب

تسبیحاتت سیر از افق اعلی بود تا سخن گفتن خدا با تو در أو أدنی...

آن هنگام که صدایت، صدای ذکر بود و سخنت، سخن عشق..


برگرفته از سوره مبارکه نجم

رضاوند
۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۷:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

«طرف» و زنش ردیف اول جشنواره فجر نشسته اند و دوربین رویشان زوم میکند.

رشیدپور خانواده شهید مدافع حرم را به صحنه جشنواره فیلم فجر دعوت میکند.

مادر و پدر شهید، عکس شهید را در دست گرفته و مظلومانه و سر به زیر از جلوی ردیف اول رد می شوند.

ردیف اولی ها اکثرا همگام با والدین شهید از جای خود برمیخیزند.

طرف و زنش از جایشان جم نمیخورند! اگر فکر کنی حتی نیم خیز!

والدین شهید به ته صف می رسند، حاتمی کیا پدر شهید را در بغل میگیرد. حالا دیگر همه ردیف اولی ها و ردیفهای بالاتر به احترام ایستاده اند، به جز طرف و زنش که از صندلی کنده نمیشوند! 

یکهو انگار از دور به طرف و زنش علامت بدهند که "بابا! دوربین داره میگیردتون ها!" و کنده میشوند از صندلی...

وقتی هم دست زدن ها تمام میشود و والدین شهید به روی صحنه می رسند، اولین نفر زن طرف و بعد خودش می نشینند...

 

(ویرایش شد)


شریعتمداری
۲۳ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

 قسم به لحظه جلوه نمودن رویت که از شدت نورت، خورشید در هم می­ پیچد.

قسم به دیدگانت که فروغش ستارگان را بی نور و بی فروغ می نمایاند.

قسم به صلابت گامهایت که چون کوهی متحرک است.

قسم به جلوه گریت که هر نا ارزشی را بی ارزش می کند.

قسم به آن لحظه که دریای قلبم از محبتت مشتعل می گردد.

قسم به آمدنی که خود، بهشت نزدیک شونده است.

خواهی آمد چون صبحی که طلوع می­ کند.

خواهی آمد چون ستارگانی که از پس پرده غیب سر برون می­ کنند.

خواهی آمد تا محقق شود وعده پروردگارم (و العاقبه للمتقین)

این قول رسول کریم من است...


برگرفته از سوره مبارکه تکویر

رضاوند
۱۴ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۲۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

... وَ أَمَّا حَقُّ إِمَامِکَ فِی صَلَاتِکَ فَأَنْ تَعْلَمَ:

أَنَّهُ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ رَبِّکَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَکَلَّمَ عَنْکَ وَ لَمْ تَتَکَلَّمْ عَنْهُ وَ دَعَا لَکَ وَ لَمْ تَدْعُ لَهُ وَ کَفَاکَ هَوْلَ الْمُقَامِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ کَانَ بِهِ نَقْصٌ کَانَ بِهِ دُونَکَ وَ إِنْ کَانَ تَمَاماً کُنْتَ شَرِیکَهُ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ عَلَیْکَ فَضْلٌ فَوَقَى نَفْسَکَ بِنَفْسِهِ وَ صَلَاتَکَ بِصَلَاتِهِ فَتَشْکُرُ لَهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِک‏.

... و حق امام جماعت در نمازت این است که بدانى:

او نمایندگى میان تو و پروردگارت را بر عهده گرفته و از جانب تو در پیشگاه خدا سخن مى‏ گوید، بى‏ آن که تو از جانب وى سخن گویى.

او از جانب تو دعا مى‏ کند بى‏ آنکه تو از جانب وى دعا کنى و تو را از بیم و هراس ایستادن در برابر خداوند کفایت مى‏ کند.

پس اگر در نمازت کاستى باشد، به عهده اوست و اگر تمام باشد، تو با او شریکى و او را نسبت به تو برترى نیست.

او جان تو را با جان خویش و نماز تو را با نماز خویش حفظ کرده؛

پس به همان اندازه از او سپاسگزار باش.

 

منبع: الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص569

خانزاده
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


هر انسانی به میزان صدق خود، صدق و کذب هر چیز و هر کس دیگری را می تواند تشخیص دهد.

صدق مقام تطبیق هر آنچه در درون است با حق است.

 

قالَ اللَّهُ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ * لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما فیهِنَّ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ (سوره مائده، دو آیه آخر).

 

شریعتمداری
۳۰ دی ۹۶ ، ۱۹:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


آن که در غم‌هایش غرق شده است، هیچ گاه "ابرار" نمی‌شود.

آن که درگیر خودش است، هیچ گاه علم به وجودش وارد نمی‌شود.

ابرار جهت گره گشایی اجتماعی، حتما دارای علم متناسبی هستند. 

 

دست از سر خودمان برداریم... وگرنه عمر تمام می‌شود و همینی می‌مانیم که هستیم.



شریعتمداری
۲۶ دی ۹۶ ، ۲۱:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

گفته بودند منزلت آسمان است

و زمین، محل عبور و مرورت

و نورت راهنمای زمین به آسمان است

و ردّ قدومت، توتیای چشم روندگان به سوی آن!

 

گفته بودند صدای پایت شنیدنی است

هنگامی که برای بردن کسی به فرا سوی بیکرانها می آیی

و روشنایی نورت دیدنی است

هنگامی که مسیر عبور را از زمین به آسمان نمایان می کنی!

 

گفته بودند وقتی می آیی قوت و ناصر می شوی

قوت قدم نهادنم در آسمان می شوی

ناصر قدم های ناتوان زمینیان می شوی

حافظِ نفوس همگان در گذر به سوی عالَم بالا می شوی

 

آن هنگام که درهای قلبشان را می کوبی،

صدایشان می کنی،

دستشان را میگیری و آسمان را نشانشان می دهی،

آن هنگام که لبیک می گویند و لبخند می زنی

و راه بلدشان به سوی آسمان می شوی!

 

 

چشم بر آن بلندا دوخته ام

چه بلند و چه دور و چه دست نیافتنی!

آری!

اگر نبودی، آسمان دست یافتنی نبود!

اگر نبودی، اصلا دیگر راهی به سوی آن نبود!

 

 

چشم بر آسمان دوخته ام

چشمانم به دنبال مسیری به سوی آن بلندا می گردد،

 

صدایی بلند شد،

صدای پایی می آید،

دری کوبیده می شود،

این صدای کوبش درهای قلب من است...

 

دویدم و درها را گشودم!

خودش بود!

طارق، ستاره، نور، راه!

 

آمده تا ردّ قدومش توتیای چشمم شود

آمده تا قوت و ناصرم شود

آمده تا راه بلدم به سوی بیکران ها شود

آمده تا حافظم در گذر از اعماق زمین به عمق آسمان ها شود

 

آری! خودش است!

صدایم می کند،

لبیک گویان به دنبالش می دوم،

دست در دستانش می گذارم،

قدم در جای قدومش می نهم،

و به دنبال او به سوی آسمان روانه می شوم!

 

حال دوباره به آن بلندا خیره می شوم!

با او چقدر روشن است و نزدیک و دست یافتنی!

آخر او ستاره است و طارق است و دیدنی...


برگرفته از سوره مبارکه طارق

رضاوند
۱۹ دی ۹۶ ، ۱۶:۴۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز در سال‌روز نهم دی‌ماه، ساعت 3:30-4 بود که از مدرسه قرآن با رفیق درآمدیم و به سمت مترو حرکت کردیم. قبلش کسی بهم گفته بود که آدمها دارند در میدان انقلاب، تجمع میکنند و شعار میدهند. جدی نگرفتم.

به کوچه پشتی سینما بهمن رسیدیم، ته کوچه غلغله بود. یکهو آدمها دویدند سمت ما! اول نفهمیدیم چه شده. بعد فهمیدیم پلیس در خیابان است و آدمها شعار میدهند و فرار میکنند توی کوچه! از کوچه درآمدیم و رفتیم آن طرف خیابان کارگر. تصمیم گرفتیم از خیابان فرصت برویم به سمت متروی توحید. متروی انقلاب عملا غیرقابل دسترسی بود. در میدان شروع کردند به شعار دادن و آدمها دوباره به سمت ما دویدند، یک لحظه رو به آدمها ایستادم. میخواستم بگویم: "ترسوها نمیتوانند انقلاب کنند! اگر راست میگویید بایستید و خون بدهید!"

نگفتم! آنقدر همه چیز احمقانه بود که حتی حوصله همین هم نبود!

احمق کسی است که نفعش را تشخیص ندهد (قال معصوم علیه‌السلام).

احمق، نفعش را در هر چه شر باشد، می بیند...

احمق کسی است که چون فاسق برای او خبری بیاورد، خبر را پایین و بالا نمیکند... (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمین، حجرات، 6)

#مرگ_بر_ضد_ولایت_فقیه

شریعتمداری
۰۹ دی ۹۶ ، ۱۹:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

در عالمی که شب و روز به دنبال هم می­ آیند،

و مردمان، دلیلِ تاریکی را نبودِ اصلِ نور می­ دانند،

و از جایگاه خورشید و رو نکردن خود به سوی نورش غافلند،

و وضع خویش را دلیل فرو رفتن در تاریکی با وجود گستردگی نور خورشید نمی­ دانند،

 

خداوند نورت را گسترد و تو را خورشید عالم تاب قرار داد،

خورشیدی که خودش دار و ندارت،

و آغوشش مأوایت بود.

خورشیدی پیدا نزد خدا و گم شده و مغفول در نزد بندگان!

 

آری! خداوند تو را خورشیدِ روی زمین قرار داد،

و نورت را گسترد،

تا مردمان پیدایت کنند و به تو رو کنند،

و به دورت جمع شوند،

و یتیم و سائل کوی تو شوند،

تا از طریق تو، نور و هدایت و سرپرستی بگیرند.

 

و تو را بلند آوازه نمود تا پیدا شوی

تا محل رجوع بندگان شوی

تا مأوی بخش و دست‌گیرِ یتیمان و سائلان و گم شدگان عالم باشی،

به قدر پیدا شدنت و به قدر رو کردن و ابراز نیازشان به سوی تو!

 

پ.ن:

یک. برگرفته از سور مبارکه ضحی و انشراح

دو. در تفسیر برهان از ابن بابویه نقل کرده که وى به سند خود از ابن جهم از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده که در مجلس مامون فرمود: خداى تعالى به پیامبر گرامی­اش محمد (صلوات اللَّه علیه) فرموده: «أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‏»، یعنى تو یتیمى بودى خداى تعالى مردم را دور تو جمع کرد، «وَ وَجَدَکَ ضَالًّا» یعنى تو نزد قومت گم شده بودى، «فهدى» یعنى قوم تو را به سوى معرفت تو هدایت نمود، «وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‏» یعنى تو را بى نیاز کرد از این راه که دعایت را مستجاب نمود. مامون چون این تفسیر را شنید گفت: خدا در تو برکت دهد یا بن رسول اللَّه (و یا خدا در تو برکت نهاده).

رضاوند
۰۲ دی ۹۶ ، ۱۵:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالهَا(1)

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا(2)

وَ قَالَ الْانسَانُ مَا لهَا(3)

یَوْمَئذٍ تحَُدِّثُ أَخْبَارَهَا(4)

بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى‏ لَهَا(5)

یَوْمَئذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ(6)

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ(7)

وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ(8)


چرا یادم نیامد؟

چرا یادم نمی آید.. ای زمین؛ که تو هم امام داری؟؟؟


چرا زلزله ات مرا تا امام تو نبرد؛ ای زمین؟؟


مرا چه شده؟؟


امام زندگی ام کجاست؟؟


امام ام....امام ام....امام ام...........ر

خانزاده
۳۰ آذر ۹۶ ، ۰۶:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

سلام بر کسی که گفت من بشری مثل شما هستم ولی بشری مثل او نبود.

همان کسی که مثل همه بود و هیچ کس مثل او نبود.

همان سر سلسله بی همتایان مملکت وجود

همان سر سلسله پادشاهان عالم لاهوت

همان کسی که تنها نبود با اینکه همتایی نداشت.

همان کسی که خدا ظهیرش بود.

همان کسی که ملایکه برای پشتیبانی اش پشت به پشت صف کشیده بودند.

همان کسی که جبرییل زانو زده و آماده به خدمتش بود.

همان کسی که بی همتای مومنان پشت به پشتش ایستاده بود.

چگونه گمان کردند تنهایی؟

چگونه گمان کردند که نمیدانی چه میکنند؟

تویی که سمع و بصر مکان و لامکانی

تویی که قلب تپنده زمین و زمانی

چگونه گمان کردند اگر علیه تو باشند تو کسی را نداری؟

چگونه گمان کردند که میتوانند تو را خوار کنند؟

تویی که شکوه و بلندایت را احدی غیر خدا نمیداند...

 

سلام بر تو ای استوارترین رسولم:

همان کسی که ظهیر عالم بود و خدا ظهیر او

همان کسی که عالم قائم به او بود و در قیام برای او

همان سر سلسله بی همتایان مملکت وجود

همان سرسلسله پادشاهان عالم لاهوت...



برگرفته از سوره مبارکه تحریم

رضاوند
۱۴ آذر ۹۶ ، ۲۰:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

در روند کلاس پیش تهلیل آنچه به عنوان تمرین و تکلیف داده می‌شد به نظر موضوعاتی ضروری و هم بدیهی می‌آمد. مسئله مقصدیابی در زندگی، مسئله عمل به قرآن به نحو برنامه‌ریزی در زندگی و غیره، مسائل مهم و برای یک فرد جوان ضروری است.

آنچه پس زمینه این کلاس است، ظاهرا این است که قرار است انسانی با ذهن منظم، قرآن‌فهم، آرمان‌طلب و عملگرا ساخته شود. نه اینکه تصور کنیم چنین فردی هستیم! بلکه «ساخته» شود...

به نظرم اگر آدم تشخیص بدهد که دارد چنین فردی می‌شود یا نه، تمرینات برایش فهمیدنی و شدنی‌تر شده و از بار ابهاماتش کاسته می‌شود.

برای اینکه چنین انسانی شویم، احتیاج به بسترهای عمل جدی داریم...

اگر قبلا جامعه خود به طور ناچار دارای چنین بسترهای جدی‌ای بود –مثلا جنگ-، الان چنین نیست...

میشود «جدیت» را از همه زندگی فعلی در جامعه تهرانی حذف کرد، و خوب زندگی کرد!

می‌شود اینطور، به اصطلاح خوب زندگی کرد و راضی بود!

می‌شود راضی بود و فکر کرد خدا هم از او راضی است!

می‌شود همه چیز را به نحوی که دلت می‌خواهد ببینی!

اما رویکرد تیزبینانه‌ی جدیت در زندگی، طومار رضایت از خود و توهم رضایت خدا از توقف در وضع کنونی را در هم می‌پیچد...


در وصف نوجوانی آیت‌الله خامنه‌ای می‌گویند 14 ساله که بوده‌ عمامه سر می‌گذاشته و خیلی جدی درس‌ها را می‌خوانده است. یکی از هم‌حجره‌ای‌ها به او گفته: آسیدعلی! چقدر جدی گرفتی! آخرش قرار است همه‌مان روضه‌خوان و امام جماعت شویم! ایشان گفته‌اند ولی من می‌خواهم رهبر جامعه شوم...



شریعتمداری
۰۱ آذر ۹۶ ، ۲۱:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

از بعد اربعین، دنیا گویی روشن شده است...
شما هم همین روشنایی را می بینید؟


شریعتمداری
۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۰:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

درباره مسئله تغییر که به نوعی مقصد برنامه ریزی محتوامحور هم هست... ما میتوانیم قصد کنیم که فلان تغییر را باید بکنیم، اما نمیتوانیم قصد کنیم که در چه بازه زمانی این اتفاق رخ میدهد. شروع هر تغییری با وضعیت مغرب است، نسبت به قبل تاریک است اما هنوز روشنایی کمی وجود دارد. 

تمثیلش شبیه این است که فرد طلب روشنایی میکند، اما اینکه موقعیت و اقلیم وضعیت عشای او زمستانه(بلند) باشد یا تابستانه(کوتاه)، خارج از اراده اوست. اما میتوان امیدوار بود که حتما بعد از شب، روز فرا می‌رسد.

اختیار کار ماست و اراده کار خداست؛ لاحول و لاقوه الا بالله...


#تغییر #برنامه‌ریزی_محتوامحور #مغرب #عشاء

شریعتمداری
۲۴ آبان ۹۶ ، ۲۰:۱۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

از بلندای آسمان نگاهم می­کنی

هنگامی که دنیا بوته آزمایش ایمانم می­شود،

و عمرم دفتر مشق ایمانم،

و برق نگاهت نور تابیده بر دفترم می­شود،

و شهادتت قدرتِ نگارش مشق­هایم!

 

از بلندای آسمان نگاهم می­کنی

هنگامی که دفتر روزهایم گشوده می­شود

و وجودم، قلم سطرِ ایمانم می­شود با جوهر نگاه تو،

در میانه خطوط در آتش افتادهِ دفترم،

در میانه آتش­ها و گدازه­ های بی­ ایمانی،

در میانه هجمه­ های کفر برای پاک کردن خطوط ایمانم!

 

 از بلندای آسمان نگاهم می­کنی

و فوز کبیر نگاهت حافظِ دفتر وجودم می­شود

در میانه حریق­های بلند بی­ ایمانی،

و شهادتت نمره مشق ایمانم می­شود

در میانه وسعتِ شعله­ های برافروخته کفر،

و فوز کبیر دیدارت، قوّت وجودم می­شود

در خوش­نویسی مشق ایمانم!

 

 از بلندای آسمان نگاهم می­کنی

و عجب حکایت دیدنی ای است

پروانه شدن من در مَشهدِ شمعِ دیدگانت،

در روز موعودِ نگارش ایمانم

با قلمِ وجودم

با جوهر نگاهت

در خطوط دفتر روزگارم

در ورق­های دفتر همیشه محفوظ در برابر دیدگانت.

 

آری حکایت دیدنی­ ای است:

حکایت من و قلم و مشق ایمانم

و تو و شهادت و بشارت دیدارت..



برگرفته از سوره مبارکه بروج

رضاوند
۲۲ آبان ۹۶ ، ۲۱:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از اینکه روز اربعین از حرم حضرت عبدالعظیم حسنیعلیهما‌السلام برگشتیم، گفت: دستت درد نکنه منو بردی اونجا...

گفتم: من نبردم، ما رو بردند...

گفت: همیشه دلم می‌خواست یک عموی بزرگوار و عاقل در تهران می‌داشتم... فکر می‌کردم کاش آسید مصطفی -عموی واقعی ایشان- تهران مانده بود و برنمی‌گشت...

گفتم: اگر هم می‌ماند، بهرحال الان چند سال است فوت کرده...

گفت: بعد دیدم فرزندان امام حسنعلیه‌السلام عموی ما می‌شوند... فاطمه! ایشان عموی ماست...

هیچی نگفتم...

 

شریعتمداری
۱۹ آبان ۹۶ ، ۱۴:۴۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دم می‌زنم به هوایت تا آخرین نفسم

بی‌تاب وصل تو هستم تا کربلا برسم

دل می‌برد ز همه عالم، موج پرچم تو

دریای عشق تو راه افتاد از محرم تو

با هر عمود، با هر قدم

در سینه‌ام شوق حرم

با هر عمود، با هر قدم

در سینه‌ام شوق حرم

 

دلتنگی دل عشاقت از فراق تو بود

گر پا نهاده‌ام اینجا از اشتیاق تو بود

روی زمین شده محشر تنها به خاطر تو

هفت آسمان نشود گرد پای زائر تو

دلتنگی من را ببین

از اربعین تا اربعین

 

به عشق تو بزند طنین هر تپشم

پیاده آمده‌ام، فزون شود عطشم

خروش ما همه در غمت خلاصه شده

همین زیارت تو، خودش حماسه شده

فریاد زنم:

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین (4)

یا حسین

 

کو آنکه در طلب دیدار تو خسته شده

با نام نامی تو هر مرزی شکسته شده

شکر خدا در این ره‌ام

من پای تو سر می‌دهم

 

منم فدایی تو، همین بود هدفم

به راه کرب و بلا، همیشه جان به کفم

جهان نظاره کند که ما سپاه که‌ایم

وفا به رغم همه، میان معرکه‌ایم

فریاد زنم:

لبیک یا حسین، لبیک یا حسین (4)

یا حسین


دانلود هماهنگ

 

شریعتمداری
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۸:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر