کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

بسم الله مجریها و مرسیها
یا بنی! ارکب معنا...

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


فاصله بین زیارتهای یک امام، فرصتی است برای رشد یک طلب در وجود انسان.

و زیارت، فرج رسیدن به آن مطلوب است.


ممکن است طلبهای زیادی در هر زیارت باشند اما فقط بعضی از آنها در یک زیارت فتح شوند.

پس یعنی آنهای دیگر هنوز به مرز فرج نرسیده اند و بشارت در راه بودن زیارت های مکرر و بعدی!


مانند باغی که در هر فصل، بعضی از درختان و بعضی از شاخه های درختان آن شکوفا می شوند...


تا در نهایت "حدائق غلبا" شود!


فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ (24) أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا (25) ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (26) فَأَنْبَتْنا فیها حَبًّا (27) وَ عِنَباً وَ قَضْباً (28) وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلاً (29)وَ حَدائِقَ غُلْباً (30) وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا (31) مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ (32)

سوره مبارکه عبس

شریعتمداری
۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۱:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها


علم، نه یعنی تشریح امام زیر میکروسکوپ آزمایشگاه؛

علم یعنی مأموم شدن.

امام، مأموم می خواهد...


أین........................

خانزاده
۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۳۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

شنبه 6 آذر 95، روز اول به سمت مشهدالرضاء

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از پنجره هواپیما، آن پائین، رشته کوه البرز و قله دماوند رخ‌نمایی می‌کردند...خیلی زیبا بود. خیلی...تازه فهمیدم رشته کوه و دامنه کوه یعنی چه. دماوند خودش تک و تنها، برفی و سفیدپوش (یک طور عروسی!) آن وسط سربالا و محکم ایستاده بود و دامانش تا فاصله‌ها دورتر ادامه داشت...والجبال اوتادا!

چقدر کوه مظهر هیبت است...ما همیشه روی زمین‌ایم اما کمترین چیزی که می‌بینیم زمین است و حالات متفاوتش در جاهای مختلف...یکبار که از زمین کنده می‌شوی، تازه می‌بینی‌اش...

یاد رواسی شامخات[1] افتادم...ظاهرا رواسی یعنی کوهها از حیث سنگینی و ثبات بخشی به زمین. از «شامخات» یاد وصف امام علیه السلام در زیارتنامه‌شان افتادم...فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها...راستی شامخ یعنی چه؟!

گشتم، دقیق شدم ببینم بین کوهها راههایی برای عبور و مرور هست و کجاها اینطور است و...

سبلا فجاجا[2] (یا فجاجا سبلا![3]) را هم پیدا کردم!

در تجربه‌های قبلی، همین مقدار دقت در احوال زمین هم بعضا وجود نداشت. اما با این احوال، حس در آسمان بودن نداشتم. بیشتر شبیه یک صفحه نمایش بزرگ بود که حرکت هم داشت! دیدم اگر باد با تمام سرعت توی صورتم میخورد و میدان دیدم محدود به این پنجره فسقلی نبود، حس ترس از ارتفاع و تعلیق امنیت و ناامنی از سقوط روی زمین را به نحوی درک میکردم و... رویتم هم عمیقتر میتوانست بشود.

دیدم قرآن را هم بعضا همینطور میخوانم!

وقتی از رو میخوانم و برایم نکاتی هرچند جالب به نظر میرسند اما ریح ِ ملائک نازل کننده آیات توی صورتم نمیخورند! میخوانم اما لمس نمیشوند...دور است! یا در واقع دورم...با این حال خدا کند «إنی أنست نارا» باشد!

....

کاش آسمان را هم میشد خوب دید...یعنی طوری دید که بتوان کتاب آسمان را هم خواند. این ستاره، اسمش فلان است، آن یکی با ترکیب با چند ستاره دیگر، منظومه فلان را می‌سازند، نقش‌شان در عالم فلان است، خلق شدند تا فلان نظم برقرار شود و... چیزی فراتر از نجوم مرسوم.



[1] وَ جَعَلْنا فیها رَواسِیَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَیْناکُمْ ماءً فُراتاً (سوره مبارکه مرسلات، 27)

[2] لِتَسْلُکُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً (سوره مبارکه نوح، 20)

[3] وَ جَعَلْنا فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمیدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فیها فِجاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُون (سوره مبارکه انبیاء، 31)

شریعتمداری
۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۲:۴۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ لِأَبیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (74)وَ کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ (75)فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأى‏ کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ (76)فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنی‏ رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ (77)فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّی هذا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَری‏ءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ (78)إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ (79)وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّی فِی اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ یَشاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَکَّرُونَ (80)وَ کَیْفَ أَخافُ ما أَشْرَکْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً فَأَیُّ الْفَریقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (81)الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ (82)وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهیمَ عَلى‏ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیمٌ (83) (سوره انعام)

 

وَ إِنَّ مِنْ شیعَتِهِ لَإِبْراهیمَ (83)إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلیمٍ (84)إِذْ قالَ لِأَبیهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ (85)أَ إِفْکاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُریدُونَ (86)فَما ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعالَمینَ (87)فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ (88)فَقالَ إِنِّی سَقیمٌ (89)فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرینَ (90)فَراغَ إِلى‏ آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْکُلُونَ (91)ما لَکُمْ لا تَنْطِقُونَ (92)فَراغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمینِ (93)فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ (94)قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ (95)وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ (96)قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحیمِ (97)فَأَرادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلینَ (98)وَ قالَ إِنِّی ذاهِبٌ إِلى‏ رَبِّی سَیَهْدینِ (99)رَبِّ هَبْ لی‏ مِنَ الصَّالِحینَ (100)فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلیمٍ (101) (سوره صافات)

 

شریعتمداری
۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر