کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

کوثر

سرگشتگی در قاموس ماست؛‌ چون عاشقانی هستیم از دیار سلمان(ره)

بسم الله مجریها و مرسیها
یا بنی! ارکب معنا...

طبقه بندی موضوعی

نویسندگان

۲۴ مطلب با موضوع «امام» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

عصر روز اربعین در خیابانی که به باب القبله امام حسین منتهی میشود، در حال حرکت بین خیل جمعیت و فشار بودیم. از یک جایی به بعد فقط مردها بودند و دسته ها. برگشتیم.

فردای اربعین بعد از نماز صبح با دو خواهر رفتیم به سمت حرم. گفتند ما میخواهیم اول برویم حرم حضرت عباس و بعد امام حسین. چیزی نگفتم. موافق بودم. اما از نزدیک حرم امام حسین که رد میشیدیم یکباره حس کردم باید اول این وری بروم. گفتم نظرم عوض شده و اول میروم خدمت امام حسین. از آنها جدا شدم. وارد طاق بین الحرمین، آنجا که نزدیک ورود به حرم است، شدم. اتفاق عجیبی افتاد. دلم ریخت... آن مغناطیس و شوق که مرا از دوستان جدا کرده بود، به یکباره تبدیل به یک وحشت و دلشوره شدید شد... برگشتم پشت سرم را نگاه کردم. میخواستم دور شوم. شاید فرار کنم. برگردم و به دوستان بپیوندم. امید یافتن شان را نداشتم. ایستادم همانجا... هاج و واج... آدمها را نگاه کردم. همه در حال تکاپو و هل دادن و فشار برای ورود به کفشداری و حرم بودند. من اما میترسیدم و نمیدانستم از چه میترسم! از امام حسین؟ از ورود به حرم؟ از خودم؟ از حرمی که قتلگاه است؟ نمیدانم. در ذهنم هیچ جمله یا خیالی نبود تا بخواهم آن را با تصویر یا گزاره صحیحی رفع و رجوع کنم. این یک القای عمیق بود...

راه را ادامه دادم... بین الحرمین را رد کردم. همه آنجا زیرانداز و وسایلشان را پهن کرده و خواب یا در حال صبحانه بودند. نزدیک حرم حضرت عباس رسیدم. جایی برای نشستن روی زمین نبود. پتوها پهن بود و آدمها خوابیده بودند. گوشه پتوی مادر و پسربچه ای، نشستم. دعاها و نمازهایم را خواندیم... کمی نشستم... یک حرف توی دلم بیشتر نبود، همان را خواستم. حس کردم دیگر بس ام است، باید برگردم: "زُر فانصرف"... شاید خسته هم بودم...

راه افتادم و برگشتم سمت حرم امام حسین... آن ترس حالا تبدیل به اشک شده بود. ورودی حرم را نگاه کردم. هنوز شلوغ بود. تحت القبه را تصور کردم و صحنی که سقف دارد و سقفش کاشی کاری شده است... خاطرت قدیمی را مرور کردم، آن گوشه ای از بین الحرمین را نگاه کردم که هفت سال پیش نشسته بودم و گریه میکردم...  طمع کردم اما نه آنقدر که بروم داخل... دم مغازه های سوغات فروشی بین الحرمین کمی پلکیدم، چیزی نخریدم... به خودم کمی مهلت دادم شاید نظرم عوض شود... به تل زینبیه هم فکر کردم... ولی تغییری حاصل نشد.

برگشتم موکب...

بچه ها یکی یکی می آمدند و خاطره زیارت ضریح را میگفتند... کمی حسرت خوردم ولی نه آنقدر که برای جبرانش اقدام کنم!

بعد از ظهر کاروان، زیارت دوره و وداع گذاشته بود... نرفتم... "من حرفهایم را زده بودم!"...

شب که دیگر لحظات آخر بود، زیارت وداع را از موکب خواندم...


شریعتمداری
۱۸ آبان ۹۷ ، ۰۹:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آدمها در حرم امیرالمومنین چشم هایشان گرد، دهانشان باز و سرها حیران به گلدسته های بلندبالای حرم زل میزنند... بهت در صورتها نمایان است. این حسی است که اکثر افراد دارند. کمتر کسی گریه میکند برای فرق شکسته امام و برای تمام ظلم های به او و همسرش و فرزندانش...

 

امیرالمومنین گفتند چون من گریه نمیخواهم... هنوز هم قلبهای آماده میخواهم تا گنجینه علوم من شوند... من مجاهد میخواهم... من طالب علم میخواهم... سلونی قبل ان تفقدونی در حرمش طنین انداز است.


شریعتمداری
۱۲ آبان ۹۷ ، ۱۱:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ابوتراب!

این همه لشکری که آمده،

همه یتیمان تواند...

اما نه به طلب لقمه‌ای نان و خرما!

بلکه به طلب دستی از کرامتت بر طفل عقلشان تا بالغ و شکوفا شوند،

شکوفا شوند تا امت شوند،

امت شوند تا طلب امام کنند...

امام را طلب کنند، تا او اجابت کند،

اجابت کند تا عالم آینه جلوه او باشد...

 

تو بودی که شبمان را نورانی کردی...

تو بودی که ما "باش" شدیم...

تا تو باشی، بودن ما هم دلیلی دارد...

و اگر ما نباشیم، بودن تو باز هم دلیل دارد...

 

ای مومن کامل همه آیات!

ای پنهان پیدای در آیه آیه قرآن...

ای طارق ِ سماء....

راه بنما!

که به راههای آسمان آگاه تر از راههای زمینی...

کِی زمین باور میکند تو را در نجف دربرگرفته است؟!

اگر آن جسم، تویی، پس این همه حیات عالم از چیست؟!

و اگر هرجا حیاتی جاری است چون مزین به ذکر "یا علی" است، پس آن قبر در نجف از آن کیست؟!

ای ستاره بر زمین افتاده...

راه بنما!

 

یا علی مدد


شریعتمداری
۲۰ مهر ۹۷ ، ۲۱:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
بسم الله الرحمن الرحیم

... وَ أَمَّا حَقُّ إِمَامِکَ فِی صَلَاتِکَ فَأَنْ تَعْلَمَ:

أَنَّهُ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ رَبِّکَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَکَلَّمَ عَنْکَ وَ لَمْ تَتَکَلَّمْ عَنْهُ وَ دَعَا لَکَ وَ لَمْ تَدْعُ لَهُ وَ کَفَاکَ هَوْلَ الْمُقَامِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ کَانَ بِهِ نَقْصٌ کَانَ بِهِ دُونَکَ وَ إِنْ کَانَ تَمَاماً کُنْتَ شَرِیکَهُ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ عَلَیْکَ فَضْلٌ فَوَقَى نَفْسَکَ بِنَفْسِهِ وَ صَلَاتَکَ بِصَلَاتِهِ فَتَشْکُرُ لَهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِک‏.

... و حق امام جماعت در نمازت این است که بدانى:

او نمایندگى میان تو و پروردگارت را بر عهده گرفته و از جانب تو در پیشگاه خدا سخن مى‏ گوید، بى‏ آن که تو از جانب وى سخن گویى.

او از جانب تو دعا مى‏ کند بى‏ آنکه تو از جانب وى دعا کنى و تو را از بیم و هراس ایستادن در برابر خداوند کفایت مى‏ کند.

پس اگر در نمازت کاستى باشد، به عهده اوست و اگر تمام باشد، تو با او شریکى و او را نسبت به تو برترى نیست.

او جان تو را با جان خویش و نماز تو را با نماز خویش حفظ کرده؛

پس به همان اندازه از او سپاسگزار باش.

 

منبع: الخصال ؛ ج‏2 ؛ ص569

خانزاده
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالهَا(1)

وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا(2)

وَ قَالَ الْانسَانُ مَا لهَا(3)

یَوْمَئذٍ تحَُدِّثُ أَخْبَارَهَا(4)

بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى‏ لَهَا(5)

یَوْمَئذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ(6)

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ(7)

وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ(8)


چرا یادم نیامد؟

چرا یادم نمی آید.. ای زمین؛ که تو هم امام داری؟؟؟


چرا زلزله ات مرا تا امام تو نبرد؛ ای زمین؟؟


مرا چه شده؟؟


امام زندگی ام کجاست؟؟


امام ام....امام ام....امام ام...........ر

خانزاده
۳۰ آذر ۹۶ ، ۰۶:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها


بیا

و

امام ام باش؛


نه حلال مشکلاتم...


أین.......

خانزاده
۰۷ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها

به نقل از وبلاگ «عطر ریحانه» ؛‌ با اندکی ویرایش:

استاد بزرگوار فرمودند: در حرم رضوی، خواستم برای دوستان فعال در عرصه های مختلف سوغاتی بگیرم، این نکات بر ذهنم جاری شد. به نکات که نگاه کردم، پیوستگی مناسبی، در عین تفاوت، میان آنها دیدم. ضمن اینکه همه نکات، یا با آیات قرآن یا با روایات اهل بیتعلیهم السلام قابل انطباق هستند.

به نظرم رسید این مجموعه نکات، پروتکل مناسبی، برای آتش به اختیاری است که حضرت آقا برای فعالیت های فرهنگی و انقلابی فرمودند:

1. به هدایت همه انسان های روی زمین باید امید داشت.

2. شکوفاسازی این امید، کرامت است.

3. از داشتن چنین کرامتی نباید ترسید.

4.  هرکاری را باید بر اساس این امید انجام داد. به خصوص کسانی که در جایی قرار داده می­شوند، باید با القای این امید، مأمور شوند.

5. وقتی انسان قفل می­شود و داد و ستدش متوقف می­شود، باید آن را استراحت تلقی کند؛ ولی بعد که از استراحت درآمد، به صورت چند برابر جبران کند.

6. ملاک و مناط برای هر کاری(برای در امان بودن از انحرافات) این است که دیگران را به تقوا و مراقبت خدا دعوت کرد. باید کارها به گونه ای تعریف شوند که انسانها محضر خدا را درک کنند.

7. ذکر خدا و تقید به احکام و باید و نبایدها، خطاها را جبران خواهد نمود.

8. از هدایت هیچ کسی نباید ناامید شد؛ بلکه باید روش ها را تغییر داد.

9. همیشه باید با نشاط بود و هرگز نباید بی­کار بود.

10. در هر کاری باید با امام رابطه داشت.

درددل­ها را باید با امام گفت. الهام، علم و رساندن اصوات الهی به گوشمان را نیز باید از ایشان بخواهیم. این کار با توسلات ساده امکان­پذیر خواهد بود.

11. فرد باید در هر جایی، خود را نماینده امام بداند. دستور بخواهد، گزارش بدهد، باید و نباید بشنود و امتثال امر کند.

12. باید از افکار قالب گرفته، دور شده و بروزاتی منعطف، متأثر از القائات امام داشت.

13. از طریق زیارت امین الله به امام وصل شد. قرائت روزانه زیارت امین الله به قصد اتصال به امام (حتی قرائت بخشی از آن) را در برنامه داشت.

14. دوری از مرقد و جسم امام  را با ذکر سوره توحید باید جبران کرد. انس با این سوره، انس با امام است.

15. هر قدر فرد از ذهنیات و طرح و فکرهای خود خالی شود، صدای امام را بهتر می­شنود. بهره بردن از سکوت شب برای این امر بسیار مفید خواهد بود.

16. باید به امام، حُسن ظن داشت و باور کرد امام کسی را رها نمی کند.

17. جسم و جان ما باید دیگران را از خطرات دور کند و از طریق اتصال با امام، بلاگردان دیگران شد. با فال نیک زدن و دعا کردن،  آنها را از خطرات و دشواریهای دنیایی نجات داد. انسان نباید خود را کمتر از این بداند.

18. باید در جمع ها جوشید، پرتحرک بود و انس با دیگران را زیاد کرد و از این طریق بروزات خود را در مواجهه ها افزایش داد.

19. در بروزات، نقل مسلسل­ وار کلام اهل بیتعلیهم السلام باید مبنا باشد(ضرب المثل).

باید گفتار و کردارمان اینگونه باشد؛ نه اینکه مدام بگوییم امام این را فرمودند، امام آن را فرمودند.

20. مجالس باید مجالس ذکر باشد. چیزی در این عالم بالاتر از ذکر خدا نیست.

21. دعوت فراوان به ذکر خدا و دعوت به توحید ربوبی، به شکل تفصیلی و مبتنی بر صفات باید در مدار توجه افراد باشد. ادعیه حضرت زهراسلام الله علیها در این حوزه درخشش ویژه دارند و می توان در این راستا از آنها بهره برد.

خانزاده
۱۳ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


وَ إِذَا رَأَوْاْ تِجَارةً أَوْ لهَوًا انفَضُّواْ إِلَیهْا وَ تَرَکُوکَ قَائمًا  قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیرْ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ  وَ اللَّهُ خَیرْ الرَّازِقِینَ(جمعه/11)

.

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُواْ التَّوْرَئةَ ثمُ‏ لَمْ یحَمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یحَمِلُ أَسْفَارَا  بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِایَاتِ اللَّهِ  وَ اللَّهُ لَا یهَدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(جمعه/5)

.

وَ إِذْ قَالَ مُوسىَ‏ لِقَوْمِهِ یَاقَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنىِ وَ قَد تَّعْلَمُونَ أَنىّ‏ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ  فَلَمَّا زَاغُواْ أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ  وَ اللَّهُ لَا یهَدِى الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ(صف/5)

.

وَ مَا لَکمُ‏ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ  وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکمُ‏ لِتُؤْمِنُواْ بِرَبِّکمُ‏ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکمُ‏ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ(حدید/8)

.

أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ أَن تخَشَعَ قُلُوبهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الحْقّ‏ وَ لَا یَکُونُواْ کاَلَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیهْمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبهُمْ  وَ کَثِیرٌ مِّنهْمْ فَاسِقُونَ(حدید/16)

.

یَأاَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ لْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ  بِمَا تَعْمَلُونَ(حشر/18)

.

فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنزَلْنَا  وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(تغابن/8)

.

وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ  فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلىَ‏ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ(تغابن/12)

.

فَاتَّقُواْ اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُواْ وَ أَطِیعُواْ وَ أَنفِقُواْ خَیرْا لّأِنفُسِکُمْ  وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(تغابن/16)

 

صدق الله العلیّ العظیم

خانزاده
۲۳ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۲۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


یَالَیْتَنىِ مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَ کُنتُ نَسْیًا مَّنسِیًّا...



السّلام عَلیکِ یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِیُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَیَتِکِ....


صدق الله العلیّ العظیم


أین..................


خانزاده
۱۲ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۴۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها


مأموم، صحیفه ی جانِ امام است...
مأموم هم اویی است که از امام می بیند، می خواند، می شنود، می فهمد، انجام می دهد...
مأموم هم اویی است که
امام می بیند، می خواند، می شنود، می فهمد، انجام می دهد...
و ...
و از این رو است که امام، کتاب ندارد.


أین .....................
خانزاده
۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها


شما حق الیقین هستی

و

من به دنبال علمی که شما را به من بنمایاند!!!!!!!!!!!!!!


هل یستوی الأعمی و البصیر؟؟



أین.......................

خانزاده
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها


امام خامنه ایحفظه الله :


* بیست و دوم بهمن، در حکم عید غدیر است؛ زیرا در آن روز بود که نعمت ولایت، اتمام نعمت و تکمیل نعمت الهی برای ملت ایران صورت عملی و تحقق خارجی گرفت. (4 بهمن ماه 68)

 

* ...... ماجرای تعیین غدیر، ماجرای تعیین ضابطه است، تعیین قاعده است. یک قاعده‌ای در اسلام درست شد؛ پیغمبر اکرم در ماه‌های آخر عمر، این قاعده را وضع کرد؛ آن قاعده چیست؟ قاعده‌ی امامت؛ قاعده‌ی ولایت. جوامع بشری از دیرباز حکومت داشتند؛ بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها را، این نوع قدرتمندی‌ها و قدرت‌مداری‌ها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد. این قاعده‌ی اسلام است؛ غدیر این را بیان میکند. مصداقش هم مشخّص است؛ امیرالمؤمنین کسی است که هیچ‌کس نه در آن زمان و نه در زمانهای بعد نتوانسته است کمترین خدشه‌ای به شخصیّت والای او و به نمایندگی او از مفاهیم و معارف قرآن خدشه کند ...... پیغمبر این‌ [شخص‌] را به‌عنوان مصداق امامت، معیّن کرد.

این شد قاعده؛ تا آخر دنیا هرجا مسلمانها بخواهند و همّت کنند و هدایت شوند از سوی خدا به اینکه اسلام را تحقّق ببخشند و جامعه‌ی اسلامی را تحقّق ببخشند، ضابطه و قاعده‌اش این است: باید امامت را إحیا کنند........

...... امروز اگر کسانی در دنیای اسلام؛ آنهایی که با معارف اسلامی آشنا هستند مراجعه کنند به قرآن، مراجعه کنند به ضوابطی که در قرآن برای بندگی حق و زندگی و جهت‌گیری بندگان حق -یعنی ملّتها- در قرآن معیّن شده است، امکان ندارد به نتیجه‌ای برسند جز نتیجه‌ی امامت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و آنچه دنباله‌ی او است.

این ادّعای ما است و میتوانیم این ادّعا را کاملاً ثابت کنیم. هرکسی در دنیای اسلام، روشنفکران، متفکّرین، صاحبان عقیده، کسانی که از اوّل با یک عقیده‌ی دیگری بار آمده‌اند، اگر قرآن را و ارزشهای قرآنی و ضوابط قرآنی را برای زندگی جوامع بشری ملاک قرار بدهند، به هیچ نتیجه‌ای نمی رسند جز اینکه کسی مثل علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السّلام) بایستی بر جوامع اسلامی حکومت بکند؛ یعنی راه، این است؛ راه، امامت است .........(30 شهریور ماه 95)

خانزاده
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها


علم یعنی انشای امام؛

                                 یعنی خبر از وجود امام؛

                                                                  یعنی پا، جا پای امام؛

                                                                                                 یعنی مأمومِ امام...


أین........................

خانزاده
۱۱ دی ۹۵ ، ۲۰:۳۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


بعضی وقتها که آدم میخواهد کاری بکند... مثلا چیزی بنویسد، شبیه کودکی است که تازه قلم به دست گرفته و نمیتواند درست منظورش را بکشد.

بعضی وقتها که آدم میخواهد کاری بکند... مثلا چیزی بنویسد، شبیه فردی است که چشمش تار شده و چون نمیتواند ببیند پس هرچه هم می کشد، تیری در تاریکی است.

اگر بد کشیدن ها شبیه به کم توانی قلم زدن باشد، طوری نیست، با تعلیم و تمرین خوب میشود...

اما اگر بد کشیدن ها به خاطر تاری دیدگان است، طوری هست، باید با تزکیه نفس خوب شود...

تشخیص این مسئله، درباره هر کاری که بر عهده گرفته‌ایم اما جا دارد بهتر شود، وظیفه هر انسانی است که برای رشد خودش نگران است، تا طلب توان یا اصلاح کند...

و اجابت و کشف ضُرّ چنین انسانی به مدد خداست، به واسطه تعلیم و تزکیه‌ای که امام بر جان او می‌نشاند...


هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین (سوره مبارکه جمعه، آیه 2)

 

شریعتمداری
۰۲ دی ۹۵ ، ۲۳:۵۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


فاصله بین زیارتهای یک امام، فرصتی است برای رشد یک طلب در وجود انسان.

و زیارت، فرج رسیدن به آن مطلوب است.


ممکن است طلبهای زیادی در هر زیارت باشند اما فقط بعضی از آنها در یک زیارت فتح شوند.

پس یعنی آنهای دیگر هنوز به مرز فرج نرسیده اند و بشارت در راه بودن زیارت های مکرر و بعدی!


مانند باغی که در هر فصل، بعضی از درختان و بعضی از شاخه های درختان آن شکوفا می شوند...


تا در نهایت "حدائق غلبا" شود!


فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ (24) أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا (25) ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (26) فَأَنْبَتْنا فیها حَبًّا (27) وَ عِنَباً وَ قَضْباً (28) وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلاً (29)وَ حَدائِقَ غُلْباً (30) وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا (31) مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ (32)

سوره مبارکه عبس

شریعتمداری
۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۱:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنیها


علم، نه یعنی تشریح امام زیر میکروسکوپ آزمایشگاه؛

علم یعنی مأموم شدن.

امام، مأموم می خواهد...


أین........................

خانزاده
۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۳۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم


امام برای غلام/کنیزش یک کاری می کند حتما...

کسی در بیت آنها، تشنه، گرسنه، عریان و... در یک کلام بی توجه نمی ماند.

 

مگر خودش به اختیار از بیت خارج شود

یا هیچ گاه اختیار نکند که در بیت شان حاضر شود! و توهم کند دارد آزادانه زندگی میکند!

 

امام مزد کارگرش را قبل از خشک شدن عرقش می دهد...

امام فراتر از انتظار غلامش به او عطاء میکند...

امام غلامش را تربیت می کند...

امام غلام می خرد، تربیت میکند و بعد آزاد می کند...

آدم ممکن است فرزند امام نباشد، اما غلام که میتواند باشد.

امام برای غلامی که زندگیش را وقف حضور در بیت او و مامور بودن به امر او میکند، دغدغه گذران زندگی را به بهترین نحو برطرف میکند...

 

انسانها با نقش هایشان خلق شده اند.

نقش مان را نسبت به امام دریابیم...

 

 

شریعتمداری
۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

دستش را بالا برد،‌ آب لیوان را داخل گلدان ریخت و آن را داخل کوله اش قرار داد و زیپ آن را بست.

با تعجب گفتم: «کجا داداش؟»

سرش را به سمتم  چرخاند و همان لبخند همیشگی بر لبانش نقش بست.

گفتم: «یک ساعت دیگه اعزام میشیم. کجا یهو راه افتادی؟»

با همان لبخند از سنگر بیرون زد. به دنبالش راه افتادم: «چی شد بابا؟ صبر کن. ببین داداش اگر از شوخی من ناراحت شدی من معذرت میخوام. صبر کن ببین چی میگم ...»

تَرک موتور عباس سوار شد.

«پس حاجی به تو گفت بری عقب؟»؛‌ صدای محمد بود.

سرش را به نشانه تایید تکان داد. گفتم: «عقب برای چی؟ حاجی گفت برو عقب تو هم گفتی چشم؛‌ خب یه خرده اصرار میکردی،‌ می گفتی یه نفر دیگه رو بفرستن. آخه چرا تو؟»

همان طور که می خندید گفت: «درس فرمانده سوال داره؛‌ اما اَمرش نه».

عباس گاز موتور را گرفت و ... .

بعدها شنیدم آن روز فرمانده صدایش کرده و گفته بود باید برگردد عقب و مدتی در آشپزخانه مقرّ مشغول شود.

گرچه هیچ وقت به عقب نرسید؛‌ در همان میانه راه ...


السلام علی الارواح التی حلت بفنائک... 

خانزاده
۲۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها


کلاس درس شیعه اهل بیتعلیهم السلام، از جنس کلاس درس علما نیست. شیعه با امام می بیند، از امام می شنود و «می شود» آنچه دیده و شنیده است.

ثبت شیعه بر قلب است و از این رو کلاس درس شیعه میدان جهاد است.

میان علم و عمل شیعه فاصله نیست؛ چون در شیعه، «شدن» جریان دارد.

شیعه، متدبر است و متدبر، شیعه.

اگر علما در واکاوی متون به دنبال علم هستند، شیعه در جست و جوی امام و تبعیت از او علم طلب می کند.

شیعه عالِم است؛ اما هر عالِمی شیعه نیست.

و ...


پ.ن: آنچه نوشته شد و می شود باورهایی است که به ثبت می رسند تا با نقد و چالش دیگران اصلاح و تکمیل شوند. از این رو از همه خوانندگان بزرگوار تقاضای عاجزانه دارم از نقد و سوال دریغ نفرمایند.

خانزاده
۱۶ مهر ۹۵ ، ۰۹:۵۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسم الله النور

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها

 

امام دیدن یعنی ندیدن خود؛‌

و این شاید ساده ترین گزاره ای است که خداوند آفریده ...


السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...


خانزاده
۱۲ مهر ۹۵ ، ۱۸:۱۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر